خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

543

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

الفاظ غريب مىتوانند به گونه‌هاى مختلفى باشند : الفاظى كه استعمال آن‌ها اتفاقى است ، الفاظى كه استعاره‌اى مشهور هستند ، الفاظى كه استعاره‌اى غير معهودند ، الفاظى كه از الفاظ وحشى ديگر مشتق شده و غيرمتداول‌اند . ممكن است بعضى از الفاظ چنان دور از معنى مورد نظر بوده يا عام باشند كه امكان دلالت آن الفاظ بر معانى مورد نظر وجود نداشته باشد ، مانند آن‌كه به شريعت ، مقدار يا مكيال گويند . تمام اصناف فوق ناپسند است . بنابراين الفاظى كه در حدود به كار مىروند بايد الفاظى واضح بوده و بدون زيادى يا نقصانى بر معنى دلالت كرده و شنيدن و استماع آن‌ها مورد قبول شنونده باشد . مواضع تجاوز بر قدر كفايت 3 - علت وقوع زيادى در حد ممكن است اين باشد كه امر عامى از لوازم اعم ، مانند موجود ، شىء ، . . . بدون هيچ‌گونه ضرورتى به جاى جنس قرار گيرد زيرا در بعضى مواضع ايراد آن امر عام ضرورى است . يا آن‌كه آن امر عام همراه اجناس عالى ذكر شود ، در حالى كه نيازى به ذكر آن نيست . همچنين ممكن است ، علت وقوع زيادى آن باشد كه امرى ذكر شود كه محدود را خاص‌تر كند ، مانند ذكر « سفيد » در حد انسان يا آن‌كه در حد حيوان ، كلماتى نظير ناطق ، صهال و . . . ذكر شود كه هم حد خاص‌تر شده و هم مشتمل بر زوايد است . 4 - نيز ممكن است علت ، آن باشد كه بعضى از اجزا بالفعل يا بالقوه تكرار شوند . تكرار بالفعل مانند آن‌كه در تعريف حركت مىگويند : حركت انتقال از مكانى به مكانى است ، يا برودت عبارت است از عدم حرارت بالطبع ، زيرا عدم ملكه شامل بالطبع مىشود . و تكرار بالقوه ، مانند : انسان جسمى است ناطق حيوان . ايراد نوع به جاى فصل نيز از اين باب است ، مانند : حيوان جوهرى ناطق انسان است . 5 - و نيز ممكن است علت وقوع زيادى آن باشد كه امرى كه نيازى بدان نيست در حد ذكر شود : مانند آن‌كه در تعريف طبيب گفته شود : طبيب محدث ( ايجادكنندهء ) صحت و مرض است . در حالى كه احداث مرض براى طبيب بالعرض است . پس ذكر آن حشو و زايد است .